تبليغاتX
سه عنصر
افشا گری های یک بازمانده ...
در ابتدا شما هر چه از نقاشی بی اطلاع تر باشید بهتر است !

بیشتر قیافه شما باید تابلو باشه تا کارهاتون !

تعریف شما از هنر : هنر مثل W.C است . بايد شما را خالي كند ولي حال ديگران را به هم بزند !

مواد لازم براي نقاشي كوبيسم : كود حيواني ( 4 بيل ) - كله گوسفند! - قابلمه! - آفتابه  - آب زرد بودار !!! - بوم نقاشي .

طريقه مصرف : 1- تمام سطح بوم را چسب مي زنيد .

2- چهار بيل كود را از فاصله ها و زواياي مختلف روي بوم چسب زده مي پاشيد .

3- آفتابه را زير پا له كنيد و بر روي بوم بچسبانيد .

4- حالا آب زرد بودار را با كف دست بر روي بوم ماساژ دهيد

5- و بالاخره كله گوسفند رو در ضلع جنوبي بوم بچسبانيد .

خيلي خوب ! حالا شما يك هنرمند بزرگ كوبيسم هستيد ! پس حالا وقتشه كه يك نمايشگاه بگذاريد !

اينم چند نمونه از آثار شما ( كوبيسم )  :

و ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 9:26  توسط هومن  | 

ايشون يه هنرمند برجسته است

خميدگي پشت ايشان كه البته در اين عكس ديده نمي شود !! اين مساله رو كاملا اثبات مي كنه !

ايشون تمام عمرش رو صرف هنرمنديدن كرده ! و حال در حال مرديدن است ... و حالا او مرد !

فردا صبح ، خبر داغ همه جا مرگ استاد خدا بيامرز است . تيتر روزنامه ها در روز پس از مرگ استاد : آن استاد استادان مرد ... استاد هنر رفتي به اين زودي چرا ؟... او كه سرور هنرمندان بود ديشب سكته كرد و در حالي كه باران مي باريد و ستاره مي درخشيد مرد ... آن استاد فرزانه به دار فاني آويخته شد ! ... و قلم طلايي هنر جهان به جنازه استاد هنرمند تقديم شد !

و پس از مرگش مراسم نكوگرداني ياد آن برجسته عالم هنر برگزار شد و در آن استاد مورچه خوار زاده و استاد اشك آويز و استاد ريش ريش حضور داشتند !

استاد مورچه خوار زاده : وي استاد استادان بود ، گنده گندگان بود . از هر قلمش يك انگشت مي باريد  در دنيا نظير نداشت . دنيا ديگه مثل اون نداره ! فقط كافي بود دستشو دراز كنه . هنر تو مشتش بود ...

استاد اشك آويز : استاد مرحوم از دوستان صميمي من بود ... يادم مي آيد يك بار با هم دعوايمان شد ... او به قدري بي ريا ، به قدري متواضعانه از من كتك خورد كه واقعا مرا شرمنده هنرش كرد ...

استاد ريش ريش : اي برجسته هنر ... اي ستاره آسمان ها ... قلمتو بخورم ... هنر طلا ... كدوم گوري رفتي آخه ؟! .... چرا ... چرا ... چرا ... ؟!

اما مراسم نكوگرداني ياد استاد داشت گرم مي شد كه يهو استاد مرحوم از در وارد شد !!  

استاد : سلام دوستان من .... من نمرده بودم ، سكته م ناقص بود ، تو مرده شور خونه زنده شدم !

استاد مورچه خوار زاده : چي ؟ نمردي ؟ غلط كردي نمردي ... مرد حسابي ما اين همه مقاله و بزرگداشت و خبر و گزارش و مراسم و كوفت و زهر مار برات گرفتيم ...

استاد اشك آويز : ميري بميري يا خودمون بكشيمت ؟ مگه اين سكته سومت نبود آشغال ؟!

استاد ريش ريش : آقا من كلي در باب مرگ شما قلم فرسايي كردم ... چشمام در اومده اين شعرو برات گفتم اون وقت ... هفت تا جون داره ...

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 9:11  توسط هومن  | 

خیلی تلخه ولی باید قبول کرد که هر چیزی یه پایانی هم داره ...پایان زندگی مرگه ...پایان خواب بیداری یه ...پایان زمستون بهاره ...و پایان عشق هم جدایی ...

هر جا عشق هست اشک و سوز جدایی هم هست . این جدایی واسه بعضیا دلگیر و خفه کننده س ولی واسه بعضیا لذت بخش و آروم ... هر بار که جدایی بود بارون هم بود ... درست مثه فیلما ... اصلا شروعش هم مثه یه فیلم رویایی بود ... فیلمی که ممکنه به نظر خود من مسخره بیاد ... ولی حقیقت همینه هر بار که  جدایی بود بارون هم می بارید ... یه بارون نم نم و بعدش هم آسمون قرمز می شد و ابر ها مثه اینکه می خواستن خورشیدو از بین ببرن ...

میگن وقتی حلقه تو یه جا فراموش کردی یعنی عشقت تموم شده ... شاید ... خیلی از خرافات ها با زندگی ما گره خورده ... و همین هم شد . روزی که جدا شدم بارون می بارید و حلقه ام گم شده بود ... همه خاطرات گرد و غبار گرفته رفت توی تاریخ و یک صفحه یا یک خط از کتاب بزرگ تاریخ رو به خودش اختصاص داد . همه تجربه هایی که از این عشق کسب شده بود به بایگانی عشق ها رفت ...

عشق عاشق به انتها رسید ... هم حلقه گم شده بود و هم بارون می بارید ... معشوق خسته و بی حال و عاشق دلگیر و بی حس ... عاشق فکر می کرد دیگر عاشق نخواهد شد ... و معشوق مطمئن بود دیگر عاشق نمی شود ...

عجیب بود که آن روز با اینکه تابستان بود اما بارون می بارید ... خیلی عجیب بود ... اینها همه نشونه بود ... نشونه هایی که هر کدوم حرفهای زیادی داشت .

هر کدوم یه کوله بار تجربه با خودش داشت ...

اما نه عاشق چیزی فهمید و نه معشوق ...

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 16:46  توسط هومن  | 

سلام عرض می کنم خدمت بینندگان عزیز و ارجمنددددد  بنده هومن فردوسی پور هستم !!! در خدمتتون هستم با برنامه نودددددددد! مهمانان این هفته ما دو تا خانووووووم هستن  بله ! مهمان اولمون خودشو معرفی می کنه ... بله مهمانها در حال دعوا هستن که اول چه کسی خودشو معرفی کنه . به ترتیب حروف الفبا اول ریحون خودشو معرفی کنه ...

ریحون : ریحون هستم ... سلوم عرض می نمایم به تمام بیننده ها و شنونده ها و گیرنده ها و خواننده ها و ...

ناهید : منم سلام عرض می کنم به نوبه خودم ... در خدمتتون هستم .

هومن فردوسی پور : خب ریحون خانوم شما بگین این حرف و حدیثا از کجا شروع شد ؟؟

ریحون : ببین دادا ! این خاله ناهید بدجوری پاشو می کنه تو کفشه ما ... هر چی هم می گیم آبجی سرت به کاره خودت باشه حالیش نی که نی !!

هومن فردوسی پور : ناهید خانوووم ! قضیه چیه ؟ میشه بگین که قضیه واسه مردم یه خورده روشن تر بشه ؟؟

ناهید : ببینید آقای فردوسی پور ! من یه کلام برداشتم گفتم این ریحون هر جا می ره هزار تا کامنت می ذاره ؟ بد حرفی زدم خداییش ؟؟

ریحون : بیشین بینیم باووو ! من اعصاب معصابم داغونه می زنم شل و پلت می کنمااااا !!!

هومن فردوسی پور : ریحون خانوم ... خواهش می کنم خودتونو کنترل کنید ... بچه زدن نداره ... ببخشید منظورم اینه که برنامه زنده س رعایت کنین

ناهید : بچه ؟؟؟ من بچه ام آقای فردوسی پور ؟؟؟!!! تو می دونی من چند تا کشته مرده دارم ؟؟ همه شونم به خاطر اخلاق گلی یه که دارم

ریحون : ببین آق فردوسی پور ! فوضولی به من نیومده . من مثه این فوضول نیستم ولی انصافا کی به این نیگاه می کنه که باز بخواد کشته مرده اش بشه ؟؟ ها ها ها ها ؟؟؟

هومن فردوسی پور : نه اجازه بدین ریحون خانوم ... ظاهرا ناهید خانوم حرفایی دارن ... بفرمایین ناهید خانوم ...

ناهید : ما مخلص حاج ریحونم هستیم . هر کی که با ما بد صحبت کنه ما باهاش بد صحبت نمی کنیم . ریحون جان من اصلا قصد بی احترامی نداشتم به خدا ... آقای فردوسی پور همه اینا رو پخش کنید که همه بفهمن من چه دختر گلی ام !

ریحون : حالا چون سریع معذرت خواهی کردی می بخشمت ولی دفه بعد جونه بچه هام می زنم ناکارت می کنم ...

هومن فردوسی پور : خب پس تموم این حرف و حدیثا این جا تموم شد البته ... اااا ... ببخشید ... مثه اینکه مشکلی پیش اومده ... آقا برنامه رو قطع کن ... اینا که دارن باز می زنن تو سر و کله هم ...!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 18:54  توسط هومن  | 

 
hooman example: example:

New Coding JavaScript


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ


New Coding JavaScript


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ